|
و کجایی سهراب؟ آب را گل کردند. چشمها را بستند و چه با دل کردند. وای سهراب کجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق کردند. خون بر چشم شقایق کردند. تو کجایی سهراب؟که همین نزدیکی عشق را دار زدند . وای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالیست!
صبر کن سهراب قایقت جا دارد؟
نظرات شما عزیزان:
|
About![]()
انتظار............. --تا کجای قصه ها باید ز دلتنگی نوشت؟ . . . تا به کی بازیچه بودن در دو دست سرنوشت؟ - - - - - تا به کی با ضربه های درد باید رام شد؟ . . . . . .یا فقط با گریه های بیقرار آرام شد؟ - - - -بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار؟ . . . . .خسته ام از زندگی با غصه های بی شمار
Home
|